آرد نماند

معنی:

هر شغل متعلق به تفکر انسان می باشد. صاحب آن باید که فارغ دل و مرفه باشد تا تمرکز فکری او متلاشی نشود.

آورده اند:

یکی از دبیران خلفای عباسی به والی مصر نامه می نوشت و حواس خویش را جمع کرده بود و در دریای اندیشه غرق شده و سخن می پرداخت. سخنانی چون جواهرات گران قیمت و پرارزش؛ ناگاه خدمت کار او داخل اتاق شد و گفت :"آرد نماند." و مقصودش آن بود که در خانه برای پختن نان آرد باقی نمانده است و به فکر آرد باشید.

دبیر چنان رشته افکارش از هم گسیخته شد و پریشان خاطر گردید که رشته نوشته خویش از دست بداد و بی اختیار در نامه نوشت: "آرد نماند."

چنان که نامه تمام کرد و پسش خلیفه فرستاد و از این عبارت که نوشته بود هیچ خبر نداشت. چون نامه به خلیفه رسید و مطالعه کرد، بدان کلمه رسید حیران فروماند و خاطرش آن را بر هیچ موضوعی حمل نتوانست کردکه سخت بیگانه بود.

کسی را فرستاد و دبیر را بخواند و آن حال از او پرسید. دبیر خجل گشت و جریان واقعه را بازگو کرد.

خلیفه بسیار تعجب کرد و گفت: دریغ باشد که خاطر افرادی بلیغ چون شما به دست احتیاجات زندگی پریشان گردد. و دستور داد تا اسباب آسایش و رفاه زندگی او به شکلی آماده شود که دیگر هرگز آن واقعه تکرار نگردد.

توضیحات من:

چه قدر در زندگی روزمره خود جمله" آرد نماند" را تکرار می کنیم اما کسی توجه نمی کند.